من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

امروز خیلی دلم گرفت از خیلی چیزا. از خیلی قصه ها. باز اشکام مثه آب بهاری ریخت و دل خدا واسه بنده تنهاش که تنها امیدشه تکون هم نخورد. 

دوستت ندارم خداااااااا. باهات قهرم

نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 06:28 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (21)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت