X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

ماه رمضونن من شروع شد. امروز روز چهارم از ۴۰روز از عهدم با خداست. بهش قول دادم تا ۴۰ روز گناه های خاصی که تنهایی ام رو اذیت میکنه رو نکنم. توی این همین ۴ روز ۱۰۰۰جور تحریک و وسوسه شدم برای بد شدن. مثلا bf گرام چندینننننن بار توی همین 4 روز باهام تماس گرفت. میس، اس، آف و حتی چت. تازه گل پسرهای دیگه اومدن و داشتن شروع به چت سکس میکردن که جلوشون وایستادم. همیشه همینه. وقتی میخوای نیس و وقتی نمیخوای همه جوره برات فراهمه (البته همیشه شرایطش فراهمه). خلاصه اینکه یادم افتاد اگه این بار دیگه زیر این قولم بزنم، خدایی خیلی ضایع است. بهر حال فعلا دوام آوردم. امروز یهو دلم خواست به جای آهنگ، قرآن گوش بدم اونم مال استاد شاطری. گذاشتم و شروع کردم به گریه کردن (ناخودآگاه) 

خدایا به دادم برس........ 

نمیخوام بد باشم، تو کمکم کن تو که شرایطم رو میدونی 

از تنهایی و نیازم خبر داری 

خدااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در سه‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:44 ق.ظ توسط شکسته بال نظرات (12)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت