X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

امروز تو مترو نشستم کف قطار و پوچ پوچ بودم و تو دلم به خدا میگفتمُ ای خدا تو با من چیکار میخوای بکنی؟!! 

خدایا تو تنها امیدم بودی و تنهام گذاشتی و بی امید شدم 

خدا بهم ثابت کن هنوز من رو بنده ات میدونی 

خدایا اعتماد و ایمان بهم از دست رفته از بس نبودی 

خدایا خودت رو بهم نشون بده و ثابت کن دارم اشتباه میکنم و منم متوجه اشتباهم بشم

و................. 

(همش تو دلم میگفتم کاش در پشت سرم باز بشه و بیفتم روی ریل ها و بمیرم ازین زندگی راحت شم)

نوشته شده در دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390ساعت 06:23 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (26)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت