X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

من شدیدا عاشق پیر مردام. هر وقت از کنارشون رد میشم کلی بهشون زل میزنم و تو دلم غش و ضعف میکنم براشون. خب دلیل بزرگش هم شاید اینه که نه بابا داشتم و نه پدربزرگ. جدیدا هم عاشق آبدارچی گراممون شدم. خیلی خوش برخورد و خندون و مهربون مهربون و کلی دوسش دارم. امروزم داشتم با عجله تو خیابون داشتم راه میرفتم که دیدم یه پیرمرد فرتوط داره راه میره کلی قند تو دلم آب شد و تو دلم براش قربون صدقه رفتم و وقتی از کنارش چند قدم برم جلو صدام کرد و گفت: خانوم خانوم. برگشتم و گفت: سلام صبحتون بخیر خوبی موفق باشی و خداحافظ.... 

کلی خوشحال شدم که باهاش حرفیدم و کلی هم تعجب ازین که چی شد من رو صدا کرد و حرفید 

حرفای دیگم تو ادامه مطلب دارم خواستین بیاین

کلا من از کنار آدما که رد میشم به این فکر میکنم که تو زندگیشون چیه و چه ناراحتی دارن و ۱۰۰۰جور تاراحتی میتونن داشته باشن. مخصوصا پیرمردا و پیر زنا. به اینکه چقد امکان داره تنشون ناسالم و دلشون ناراحتو تازه چقدم میتونن نا امید باشن و به چه امید زنده باشن. من که جوونم امیدی ندارم چه برسه به اونا. البته میدونم شاید اونا از من خوش تر و پر روحیه تر باشن هاااا. ولی براشون دعا میکنم مثه من نباشن درداشون خوب شه و امید داشته باشن و شاد باشن. دنیایی هااااااااااااا 

چند رو ز پیش داشتم جایی رو کارگرا آسفالت میکردن و توی گرما و بوی بد آسفالت. به این فکر کردم که من که به زور این بو و گرما رو برای چند ثانبه به سختی تحمل میکنم بعد این بنده خداهاااااا 

واقعا چقد بعضی ها زحمت کشن و چقدم پولشون حلال و خوردنی است و لذتش رو میبرن. یه جا شنیدم که یکی از بزرگا گفته کار سخت اخلاق رو بد میکنه و خیلی سخته و توصیه های خاص خودش رو 

منم که هر بار از کنار این جور آدما رد میشم کلی دعا میکنم که ایشالا زندگیشون خوش باشه و پولشون پر برکت تر از پر برکتو تو خونه خوش باشن تا سختی کار رو برای مدتی از ذهنشون ببره

نوشته شده در سه‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1390ساعت 10:10 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (8)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت