X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

این داغ و آتیشی بودن من. عشق و محبت. احساس سرشار. بلد بودن زندگی با همراه و زندگی چرخوندن مشترک. همشون نعمتای خیلیییییییییی بزرگ خداس 

گاهی به خدا میگم اصلا به درک که نعمتات داره حروم میشه 

من که کلی التماست کردم با زبون عاجزانه و خواهشانه که تو یه ذره بهم بده و من بهت ثابت کنم قدر میدونم 

تو بده تا ببینی چطوری شکر داشتنش رو میکنم 

تو بده تا من تمام این نعمتات رو بی منت و با تمام وجود به پای یکی از بنده هات بریزم 

تو بده و خجالت زدم کن 

تو بده و من رو به آرامش برسون تا از همون احساس بد تنهایی و نیازی که خودت تو وجود آدما گذاشتی و خیلی بده رها بشم 

ولی نداد 

و حالا میگم به دررررررررررررررررررررررررررک 

 تو اون قدر برای من ظالم بودی و بد جنس که حتی نذاشتی امتحان کنم 

حتی یه کوچولو 

اصلا به درک. وقتی خودت میخوای حروم شه. خب حروم شه   

به درررررررک

نوشته شده در پنج‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1390ساعت 12:08 ق.ظ توسط شکسته بال نظرات (8)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت