X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

بنظرتون چرا ما قبل عاشورا رو بیشتر از بعدش که اصل عزاداری بعد دهه باشه رو عزاداری میکنیم؟!

عاشورا و محرم فقط یه تلنگره. یه تلنگر به یزید و امام حسین فطرت هر آدمی

امام حسین و خدا، هیچ کدوم نیازی به قطرات اشک ما و دلسوزی ما برای اونا ندارن

پس اصل مطلب چیه؟!

اصل مطلب اینه که نشیم یزید زمونه خودمون و دم از اعتقادات بزنیم، در صورتی که حق رو آشکارا از بین میبریم

و میگیم ای وای من، نکنه من حق رو به این آشکاری نبینم و با هر حیله و فریبی که دنیا به ناحقی ها داده، سمت اونا برم

ناله و فریاد ما ازینه

که نکنه پام رو کج بذارم یا اگه پام رو کج گذاشتم، ای خدای من راه رو و بینشش رو به من بده 

و الا بعد از عاشورا که کار از کار گذشته 

من خطای خودم رو کردم و حق رو از بین بردم 

راه دیگری برای برگشتم باید پیدا کنم

درسته پوشیدن لباس سیاه و خیلی رسم و رسومات دیگه بی منطق باشه ولی یه معنی داره و اونم حرمته

حرمت و احترام برای ستودنی ها

برای اعتقاداتمون

برای ارزش ها و تلنگرهایی که گاهی ما رو به خودمون میاره

خدای من نیازی به رکوع و سجده من نداره

ولی من نیاز دارم

نیاز دارم، احترام بگذارم

نیاز دارم، ستایش کنم و نیاز دارم دوست داشته باشم دوست داشتنی ترین ها رو

نیاز به اون که یادم میاره خوب بودن رو و یادم میده راهش رو

خدای من به هیچ چیز نیاز نداره

نه به نماز من، نه به احترام من در مقابلش، نه به گرسنگی من (روزه)

خدای من اگه گفته این کار رو بکن و این کار رو نکن

من از ترس بهشت و جهنمش راهش رو نمیرم

من از روی اعتقادم به اینکه هر چه گفته برای بهتر شدن زندگی خودم و اطرافیانم گفته، انجام میدم

فلسفه من خاصه، خاص برای خودم، برای درک خودم

و این نگاه منه 

خاص خودم

نوشته شده در یکشنبه 6 آذر‌ماه سال 1390ساعت 08:51 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (17)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت