X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

قراره شده مثلا توی شرکت کسی نفهمه که ما با هم میحرفیم و قضیه ای هست. 

البته جفتمون ازون سکرت ها هستیم اساسی که دهنمون باز نمیشه 

ولی این آقاهه با نمکه 

هر بار تو راهرو کسی نیس 

میاد و یک ساعت از بیرون اتاق و با ایما و اشاره سلام و احوال پرسی میکنه 

یا هر وقت حتی پشتش باشه و سایه من رد میشه بطور سریع بر میگرده و یه چیزی میپرونه  

یه چیزی میپرونه منظورم اینه یا خسته نباشی یا سلام و... 

یا از کنار اتاقش رد میشم..... 

خلاصه با نمکه ماجرا دیگه 

نوشته شده در سه‌شنبه 4 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 11:26 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (13)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت