X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید؟!!

معشوق همین جاست، بیایید، بیایید

(اگه میخونین با دقت بخونین و کامل. پیش داوری ممنوع)

سلام دوستام

یه موضوعی همیشه تو فکرمه و امروز با رفتن به وب یکی از دوستان که خدا رو شکر زندگی خوبی داره و دیدم اونجا همه واسش آرزوی خوشبختی و ازین حرفا میکنن، بیشتر دلم گرف. نه از روی حسرت چون درسته منم شاید یه مشکل کوچیک داشته باشم که اونم بی مردی ام هست اما منم خیلیییییی چیزا دارم و خدا رو شکر. الان شب عید نزدیکه و صدها شب دیگه مثل امشب بعضی ها هستند اینقد مشکل دارن که حتی بغض هم جواب دردشون رو نمیده.

بعضی ها هستن توی خانواده هایی زندگی میکنن (چه عرض کنم، خانواده نه جهنم) که آرامش ندارن و شب و روزشون اشک و دعوا و حسرته.

بعضی ها مریض اند و هر ثانیه و هر روز درد دارن و از درد زیاد خسته شدن و توان حتی فکر کردن رو ندارن.

خانواده هایی که عزیزشون مریضه و داره جلو چشماشون از بین میره و باید یاد بگیرن که از تیکه از قلبشون بگذرن. پدری که فرزندش رو میبینه و کاری از دستش بر نمیاد. مادری که بچه اش رو با عشق و خون دل و زیر بال خودش بزرگ کرده و حالا شاهده آب شدن زندگی اشه

اون انسانی که نقص عضو داره و مشکل جسمی و یا حتی عقلی. (تو رو خدا این قشر رو با نگاه دلسوز و عجیب نگاه نکنین. نگاهتون رو درس کنین. اون عزیزام مثل شمام فقط موقع بدنیا اومدن اتفاقی و یا از روی قسمت، مشکل دار شدن.)

اون پدری که شبا وقتی همه خوابن یا داره جون میکنه بیرون خونه یا با بالشش رو مهمون اشک های هر شبش میکنه. گرسنگی و حسرت بچه و خانوادش رو میبینه ولی.... تباه شدن دوره پر نشاط بچه هاش رو میبینه ولی....

اون مادری که حتی همون پدر رو بچه هاش ندارن و خودش باید جای اون پدر باشه و با وضعی بدتر از اون مرد ندار، باید زجر بکشه (صبح تا شب باید حمالی آدم های پر فیس رو بکنه تا چندر غاز بذارن کف دستش و شب باید وصله های لباس بچه هاش رو بگیره)

اون بچه کوچیکی که همون پدر و مادری رو نداره و حتی پست ترین نقطه زندگی ما، رویای تو خواب اونه

بی پول، بی خانه، بدتر از همه بدون هیچ حامی و پدر و مادری

و حالا ما....

دور هم جمع شدیم و بهم هی به به و چه چه میگیم

پا روی پا انداختیم و حتی بهشون فکر نمیکنیم، دعا براشون نمیکنیم، چه برسه کمکی

فقط دور خودمون میچرخیم

کاش معنی شعر اول من رو بهتر بفهمید

من خودم تنها کاری که از دستم بر میاد از بغل هرکی رد میشم فقط دعا میکنم خوش باشن. آرامش داشته باشن. خدایا به اونا طاقتی بده که دوام بیارن زیر بار آزمایش های سخت دنیا. دلشون قوی و شاد باشه هر چند نقص ها و مشکلاتی وجود داره

این شعر هم برای خاتمه موضوع

لالا لا لا نخواب دنیا خسیسه

واسه کمتر کسی خوب مینویسه

یکی لب هاش همیشه پر ز خنده

یکی چشماش تو خواب هم خیسه خیسه

 

دوس دارین بیاین قسمت ادامه مطلب

 

 

 

 

و صدها مورد دیگر حتی بدتر ازین ها 

این است واقعیت جامعه

نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1390ساعت 09:44 ق.ظ توسط شکسته بال نظرات (10)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت