تعطیل کردم رفت
خسته شدم از بس نوشتم از دلم و درک نشدم و حتی بعضی ها بد باهام برخورد کردن و فک کردن عقل کل اند.
تعطیل کردم رفت
چون میخوام تنها باشم
چون.....
خیلی دلایل
اگه یه روز برگردم که امکانش کمه. بکل دکوراسیون اینجا رو میارم پایین
دیگه از دلم نمینویسم. جنبه افراد پایینه حتی خودم
از اتفاقات و حوادث خواهم نوشت
یه شکسته بال بی روح
که کلی دل و بالش شکسته
بی خی
بای
nemishe ye bare dg kerkereharo bedin bala ?!
bande mamor shodam bebinam chera hale shoma kharabe va haleton ro behtar konam ....
مامور؟؟!!!!
یک چاهی توی شهر مون بود که به او چاه امام زمان می گفتند
البته جمکران نیست
همسن و سال تو که بودم وقتی حالم خیلی خراب می شد و دلم شدید می گرفت نامه ای به امام زمان می نوشتم و تو چاه می انداختم
دو خاصیت داشت یکی اینکه عقده دلمو با نوشتن خالی می کردم
دومش مسافت چاه تا خونه ما خیلی زیاد بود و این مسیر را که پیاده می رفتم و فکر می کردم تا چاه که می رسیدم کلی دلم وا می شد
وقتی نوشتی کرکره ها پایین یاد کاسبهای ورشکسته افتادم
اتفاقن ور شکستم
با تمام سرمایه هایی که داشتم
خوردم زمین
جنسم رو دستم باد کرد
سلام
میدونم دلت خیلی گرفته ... ولی تعطیل کردن که مشکلی رو حل نمیکنه...
بازم میگم بیا ... بنویس... فریاد بزن... بذار سبک بشه دلت
اگه احساس میکنی چند روزی به تنهایی و دوری از اینجا نیاز داری یه کم استراحت کن .. فکرتو آزاد کن ... ولی زود برگرد... تعطیلش نکن
منتظر حضور گرمت هستم
شاید دردم رو تو فقط بفهمی
شکسته بال کاش می تونستم بهت بگم چی به چیه
و قضیه چیه
و چقدر درکت م کنم
حیف که نمیشه
سلام ... نمیدونم این چند تا پست آخری که گذاشتم خوندی یا نه ولی اومدم بهت بگم...
منم به همین نتیجه ای رسیدم که تو رسیدی... شاید دیگه پست نذارم
شاید دیگه نیام.... خسته شدم... فکرم خسته شده ..روحم خسته شده
داغونم.... از دیشب تا الان تو حال خودم نیستم
شاید دیگه تموم کنم همه چیزو....
یعنی فقط این علی که کامنت داه فقط دردتو میفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من بو قلمونم یا بادمجون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زودی بیا
حداقال بیا خودتو اینجا خالی کن.
خب چرا میری؟؟الان بهم بریز همه چی رو
بهتر از اینه که هی فک کنم دیگه نمیشه باهم درددل کنیم در مورد درد مشترکمون...
آخه کجا می خوای بری؟ما تازه رفیق شدیم با هم.تاز دردمون هم مشترکه...
منم مثه تو شاید بدتر...نمی دونم...ولی نرو...تو هم مثه نمی تونی دووم بیاری نروو...تو هم مثه من تو غصه کم میاری نروو...
تازه من هم مثه تو نی نی دوست دارم ولی نی نی ندارم...:((((
ازدواج هم که توی این مملکت شده کشک...اونی که لیاقتشو نداره به خواستش می رسه...متاسفانه بد وضعیتیه.خوبا تنهان...ولی بدا هیچ وقت تنها نیستن...چی بگم والا...منم دلم پره...ولی کاریش نمی شه کرد...
توکل به خدا.ان شاء الله همه چی درست می شه.می بوسمت.
کاش بیای باز اینجا رو باز کنی
خیلی دلتنگتم دوسی
منم دردتو میفهمم..
عزیزم منم درد تو رو کشیدم این جور که از نظرات و پاسخهات فهمیدم
برات خیلی انرژی مثبت و دعا دارم خدا به خاطر خانم کمکت کنه
ولی همیشه اونی نیست که ما میخوایم من 7 سال زجر کشیدم الآنم منتظر کسیم که معلوم نیست پدر مادرم باهاش موافق باشن یانه مطمئن باش خدا همیشه بهترین ها رو میخواد.
سلام چی شده؟؟
سلام شکسته بال
عیبی نداره ، هر چی بوده گذشته ، مهم اینه که در آینده بهترین باشیم !
گل من، کجایی؟!
من این حرفا تو کتم نمیره، زود بیا و آپ کن..
منم مثل خودتم، اما به این ایمان دارم که خدا برامون بهترین رو میخواد، هنوز وقتش نشده!!!!
میدونی چقدر سخته وقتی همه بهت بگن چرا ازدواج نمیکن؟!!! تو حالا یه کم توقعت رو بیار پایین و بالاخره یکی رو انتخاب بکن، چقدر سخته!!!
همه اونایی که میان خواستگاری یا بی ایمانن، یا اینکه اگه ایمانم داشته باشن بدبین و خودخواهن و پر افاده، اگه داشتههاشون 2 تا باشه، از طرف مقابلشون انتظار 10 تا داشته دارن..
واقعاً میشه با همچین آدمای عوضی ازدواج کرد؟!
تا وقتی مجردیم 1 درد داریم اما وقتی ازدواج بکنی و خوشبخت نشی، دردت میشه 1000 تا که اگه بخوای جونتو راحت کنی تازه میری سر خونه اول با کلی افسردگی و احساس شکست و حرف و حدیث اطرافیان و خون دل خوردنا..
پس حالا شرایطمون خیلی بهتره...
ناشکری نکن تا به وقتش خدا بهترین رو نصیبمون کنه...
منتظرم تا بیای..
میدونم بیخود دارم مینویسم.ولی بالاخره که چی؟؟؟باید یه جایی حرف زد.حالا اگه تو هم کلا دیگه برنگردی و نخونیش باز عیب نداره.شاید قسمت اینه که کسی حرفمو گوش نده.شاید درستش اینه.همیشه باید این درد لعنتی رو تو تنهاییم بگم.
خیلی دلم گرفته.بعضی وقتا به خودم میگم میشه این بغض تو گلوم بالاخره راه نفسمو بگیره و خلاصم کنه؟؟؟؟کاش میشد...
چندوقتیه که غبطه میخورم به اونایی که خبر مرگشونو میشنوم.بعد به خودم میگم رسم دنیاس دیگه.اونایی که میخوان زندگی کنن.منی که حوصله مو سربرده این زندگی باید بمونم و زجر بکشم.کاش آدما یه کم بزرگ میشدن.کاش اونم یه ذره چشماشو باز میکرد و میدید با من چیکار کرده.دنیای عجیبی شده.اونی که میگفت برات میمیره حالا میگه دست از سرم بردار...میگه برو گمشو.چون ازت متفرم.کدومو باور کنم؟دوس داشتنشو یا تنفرو؟؟؟!!!!!!خدام دیگه حواسش به من نیست.
سلام
یک مطلب تجربه شده در پست جدیدم تحت عنوان
چرا خانمها بعد از مهمونی های زنانه خسته تر از آقایون هستند ؟
نظرشما چی می تونه باشه
سلام
اگه به زیورآلات دست ساز رنگارنگ علاقه دارید میتونید یه سری به وبلاگ من بزنید
سفارش بافت دستبندهای رنگارنگ قبول میشه
با دانشجویی ترین قیمت
یه هدیه ی خیلی مناسب برای دوستاتون و یارتون و هرکشی که دوست دارید
یه کلیک ضرری نداره :)