X
تبلیغات
رایتل


من و دلتنگی های دلم

دختری تنها که اینجا خیلی راحت و ناشناس حرفای توی دلش رو میزنه توی این زمونه که دخترا رو زنده بگور میکنن و این قضیه رو نمیپذیرند

یهو دلم خیلیییییییییییییییییییییی گرفت. اندازه خر. احساس میکنم قلبم داره پاره میشه. گلوم از بغض منفجر میشه. از حس حسرت حالت تهوع گرفتم 

خیلی...................... 

خدایا تو که میدونی چقد نیاز دارم، چرا اذیتم میکنی؟! تو که میدونی چقد تنهام؟! تو که میدونی چقد جای نداشته هام وایستادم و هیچی نگفتم ولی خدا دیگه طاقت ندارم. خسته شدم 

خدایا من هیچ گونه مرد محرمی نداشتم. میفهمی؟؟! میفهمی دلم بابا میخواد، برادر، عمو، پدربزرگ و.......  

خدایا خیلی بی مرامیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در سه‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 06:39 ب.ظ توسط شکسته بال نظرات (26)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت